کیهان... پینوکیوی مطبوعات
آقای شریعتمدار سال هاست که با شیوه ی نگارشی خاص شما در روزنامه ی کیهان
آشنا هستم. نه از منظر این که جریده ی مورد علاقه ی من است، بلکه با خواندن
روزنامه ی شما از استراتژی و جبهه گیری های نظام می توان چکیده ای به دست آورد.
شما در نامه ای خطاب به فاطمه رجبی به استفاده نکردن از رانت همسرش اشاره کردید.
شما در نوشته های آزاد و افسار گسیخته خود از چه رانتی بهره می برید؟
چرا تمام قوانین قهری در مورد تفکرات نوشتاری شما خلع سلاح شده است؟
شما در چه سمت اجرایی و قانون گذاری و قضایی قرار دارید؟
است نسبت دادن اعتراض بر این قوانین به خارج از این مرز و بوم چه معنا یی دارد؟!
تازه اگر بیرون از این خاک کسی به این مسایل پرداخته باشد نشان از درایتش دارد.
چرا که در حکومت اسلامی که دایه ی مدافعه ی حقوق زنان است کسی به این امر مهم
توجه نکرده و علما و فقها به جای تحقیق و پژوهش و به روز کردن مسایل فقهی و حقوقی
در چالش های سیاسی بی نتیجه غرق شده اند.
آقای شریعتمدار آب را بیش از این گل نکنید، زیرا قرار نیست همیشه شما از آب گل آلود
ماهی بگیرید. نسبت دادن جنبش زنان به کمونیست و یا هر اندیشه ای چاره ی کار نیست.
ما زنان تا کنون با هزینه ی شخصی به نشر این جنبش کمک کردیم. چاپ و انتشار جزوات
و تشکیل جلسات آموزشی و روشنگری زنان و پذیرایی از زنان شرکت کننده در این جلسات
با هزینه ی شخصی خودمان صورت می گیرد. و هیچ ربطی به هلند و آمریکا و اسراییل ندارد.
چنین جنبشی با سخنان مزخرف شما و هم پیاله هایتان با واژه هایی چون« دختران قدیمی و
پسران عتیقه » از حرکت نمی ایستد.
فکر می کنم شما تاریخ تولد اعضای شورای نگهبان، مجلس خبرگان ، مصلحت نظام و
خیلی از مسئولین رده بالای نظلم را بدانید پس وارد این مقولات نشوید.
این حرف های بچه گانه و بی اساس را دور بریزید. ملت خیلی فهیم تر و آگاه تر از آن هستند
که به این سخنان فریب بخورند. یادتان باشد عاقبت کسانی که ولی نعمت خود، یعنی
ملت را فراموش می کنند با اسفل السافلین است.
آقای شریعتمدار یکی از زنان روستایی که پذیرایی زنان حاضر در جلسه ی آموزشی را
داشت کلی به این مطلب نوشته شده ی شما خندید و گفت: نمی دانستم که آمریکا
و هلند نیز با همراه من به عنوان کارگر روز مزد بر روی زمین کشاورزی کار کرده اند!!!!
این خانم لحظاتی خندید و از نحوه ی جمع کردن پس اندازش و خرج آن در این راه صحبت
کرد و با آن که وضع مالی چندان خوبی نداشت مصمم بود هر آن چیزی که دارد برای احیای
حقوق مدنی زنان صرف کند تا دخترانش مانند او در حسرت عدالت نباشند.
در خاتمه بابت دو چیز ممنونم. اول این که در این برهوت خنده با روزنامه ی معروف به
« پینوکیوی مطبوعات » لحظاتی هر چند کوتاه خنده ای بر لبانمان نشاندید.
دوم این که باعث شدید بیشترین تبلیغات برای نشر این جنبش صورت بگیرد و زنان ما مصصم تر
از گذشته در این مسیر گام بردارند.
آقای شریعتمدار سال هاست که با شیوه ی نگارشی خاص شما در روزنامه ی کیهان
آشنا هستم. نه از منظر این که جریده ی مورد علاقه ی من است، بلکه با خواندن
روزنامه ی شما از استراتژی و جبهه گیری های نظام می توان چکیده ای به دست آورد.
شما در نامه ای خطاب به فاطمه رجبی به استفاده نکردن از رانت همسرش اشاره کردید.
شما در نوشته های آزاد و افسار گسیخته خود از چه رانتی بهره می برید؟
چرا تمام قوانین قهری در مورد تفکرات نوشتاری شما خلع سلاح شده است؟
شما در چه سمت اجرایی و قانون گذاری و قضایی قرار دارید؟
است نسبت دادن اعتراض بر این قوانین به خارج از این مرز و بوم چه معنا یی دارد؟!
تازه اگر بیرون از این خاک کسی به این مسایل پرداخته باشد نشان از درایتش دارد.
چرا که در حکومت اسلامی که دایه ی مدافعه ی حقوق زنان است کسی به این امر مهم
توجه نکرده و علما و فقها به جای تحقیق و پژوهش و به روز کردن مسایل فقهی و حقوقی
در چالش های سیاسی بی نتیجه غرق شده اند.
آقای شریعتمدار آب را بیش از این گل نکنید، زیرا قرار نیست همیشه شما از آب گل آلود
ماهی بگیرید. نسبت دادن جنبش زنان به کمونیست و یا هر اندیشه ای چاره ی کار نیست.
ما زنان تا کنون با هزینه ی شخصی به نشر این جنبش کمک کردیم. چاپ و انتشار جزوات
و تشکیل جلسات آموزشی و روشنگری زنان و پذیرایی از زنان شرکت کننده در این جلسات
با هزینه ی شخصی خودمان صورت می گیرد. و هیچ ربطی به هلند و آمریکا و اسراییل ندارد.
چنین جنبشی با سخنان مزخرف شما و هم پیاله هایتان با واژه هایی چون« دختران قدیمی و
پسران عتیقه » از حرکت نمی ایستد.
فکر می کنم شما تاریخ تولد اعضای شورای نگهبان، مجلس خبرگان ، مصلحت نظام و
خیلی از مسئولین رده بالای نظلم را بدانید پس وارد این مقولات نشوید.
این حرف های بچه گانه و بی اساس را دور بریزید. ملت خیلی فهیم تر و آگاه تر از آن هستند
که به این سخنان فریب بخورند. یادتان باشد عاقبت کسانی که ولی نعمت خود، یعنی
ملت را فراموش می کنند با اسفل السافلین است.
آقای شریعتمدار یکی از زنان روستایی که پذیرایی زنان حاضر در جلسه ی آموزشی را
داشت کلی به این مطلب نوشته شده ی شما خندید و گفت: نمی دانستم که آمریکا
و هلند نیز با همراه من به عنوان کارگر روز مزد بر روی زمین کشاورزی کار کرده اند!!!!
این خانم لحظاتی خندید و از نحوه ی جمع کردن پس اندازش و خرج آن در این راه صحبت
کرد و با آن که وضع مالی چندان خوبی نداشت مصمم بود هر آن چیزی که دارد برای احیای
حقوق مدنی زنان صرف کند تا دخترانش مانند او در حسرت عدالت نباشند.
در خاتمه بابت دو چیز ممنونم. اول این که در این برهوت خنده با روزنامه ی معروف به
« پینوکیوی مطبوعات » لحظاتی هر چند کوتاه خنده ای بر لبانمان نشاندید.
دوم این که باعث شدید بیشترین تبلیغات برای نشر این جنبش صورت بگیرد و زنان ما مصصم تر
از گذشته در این مسیر گام بردارند.